|
خاموشی، برهان فراموشی ( سالگرد آغاز جنبش ) |
|
Written by رامین مهجوری
|
|
الزایمر درد بدیست.
از فراموشی های کوچک شروع میشود. چیزی را جایی میگذاری یادت میرود کجا. عینکت را گم میکنی. کلیدهایت را پیدا نمیکنی. کم کم شماره تلفنها، تاریخ تولدها از خاطرت میرود. نامها را فراموش میکنی، خویشانت را به جا نمیآری.
یک روز از خانه بیرون میروی، راهت را گم میکنی، نمیدانی خانه کجاست.
پایان راه، در شروع پایان هویتت را گم میکنی. با خودت ناآشنایی. نمیدانی کیستی، از کجا آمدهای، به کجا میروی.
آن گاه است که بی خیال میشوی. نه ناخوشی نه خوشی.
|
|
Read more...
|
|
|
|
|
|
|